سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )

78

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )

أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ) الى آخر الآية « 1 » . آنگاه فرمود : يا على اتّق الضغائن الّتي هى فى صدور من لا يظهرها الّا بعد موتى اولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللّاعنون - ثمّ بكى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قال أخبرنى جبرئيل أنّهم يظلمونه بعدى و انّ ذلك الظّلم يبقى حتّى اذا قام قائمهم - و علت كلمتهم و اجتمعت الامّة على محبّتهم و كان الشّانى لهم قليلا - و الكاره لهم ذليلا - و كثر المادح لهم - و ذلك حين تغيّرت البلاد و ضعف العباد و اليأس من الفرج - فعند ذلك يظهر قائم المهدى من ولدى يقوم يظهر الله الحقّ بهم و يخمد الباطل باسيافهم و يتّبعهم النّاس راغبا اليهم او خائفا - ثمّ قال معاشر الناس ابشروا بالفرج فان وعد اللّه حقّ لا يخلف - و قضائه لا يرد و هو الحكيم الخبير و ان فتح الله قريب « 2 »

--> ( 1 ) بدرستى كه على بن أبي طالب اولى به تصرف بر هر مؤمن و مؤمنه است آنگاه فرمود بعلى تو از منى و من از تو و تو جنگ ميكنى بر تأويل ( قرآن ) هم چناني كه من جنگ كردم بر تنزيل ( قرآن ) و تو از من بمنزلهء هارونى از موسى و من در سلم و سلامتم با كسى كه با تو از در سلم و سلامت باشد و در جنگم با كسى كه با تو در جنگ است و توئى عروة الوثقى و توئى بيان‌كننده هر چيزى كه مشتبه مىشود بر آنها بعد از من و توئى امام و ولى هر مؤمن و مؤمنه بعد از من ( اين كلمه بعدى كه در بسيارى از اخبار رسيده براى اهل بصيرت و انصاف واضح مينمايد كه كلمه مولى به معناى اولى به تصرف است نه به معناى محب و ناصر كه اهل تسنن گمان نموده‌اند و اگر به معناى محب و ناصر بود جمله بعدى معنى نداشت . زيرا دوستى على و نصرت او در حيات و ممات پيغمبر بايستى عملى باشد نه فقط بعد از پيغمبر او را دوست بدارند و يارى بنمايند پس كلمه مولى به معناى اولى به تصرف است كه در زمان حيات رسول اللّه خود اولى به تصرف است و بعد از وفات آن حضرت اين مقام مقدس را على واجد است ) . و درباره تو نازل گرديده ( آيه 3 سوره 9 توبه ) يعنى ندائيست از خدا و رسول بسوى مردم روز حج اكبر ( اشاره است ببردن على عليه السّلام آيات اول سورهء برائت را و قرائت نمودن بر اهل مكه ) و توئى عمل كنندهء بسنت من و برطرف‌كننده بدعتها از امت من و من اول كسى بودم كه بدعتها را بر طرف نمودم و تو با منى در بهشت و اول كسى كه وارد بهشت مىشود . من و تو و حسن و حسين و فاطمه هستيم - و خداوند وحى نمود كه فضيلت و مقام تو را خبر دهم پس بر خواستم بين مردم ( در روز غدير ) و رسانيدم به آنها آنچه را كه خداوند به من امر نموده بود تبليغ او را اينست ( معنى ) فرموده حق تعالى كه اى پيغمبر و رسول ( مكرم ) برسان ( بمردم ) چيزى را كه نازل گرديده به تو از جانب خدا تا آخر آيه شريفه . ( 2 ) يا على بپرهيز از كينه‌هائى كه در سينه‌ها پنهان است و ظاهر نميكنند آن را مگر بعد از مردن من . آنها كسانى هستند كه لعنت مىكند آنها را خدا و هر لعنت‌كننده پس گريه كرد پيغمبر و فرمود كه جبرئيل مرا خبر داده است كه آنها ظلم ميكنند بعلى و اهل بيت من و اين ظلم باقى ميماند تا آنكه قيام نمايد قائم آل محمد و بلند شود سخن آنها و اجتماع نمايند امت من بر دوستى آنها و دشمن *